درباره نویسنده
پشتِ کنکوری
دختری از پایتخت. داوطلب کنکورِ 90 بودم. داوطلب کنکورِ 91 هستم. فارغ التحصیلِ رشته ی ریاضی و فیزیک.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • پشتِ کنکوری
مطالب اخیر
  • بدون شرح فقط برای تو ...
  • تا حالا شده ...
  • دلم می خواد ...
  • خاطره
  • دنیای آشفته من ...
  • شعر از دل ...
  • من و درس ها ...
  • یکم به کارهای بچه ها فکر کنیم...
  • نوسان ...
  • کاش بچه باشیم!
  • داغونم ...
  • بدون شرح ...
  • عید کلمه ای آشنا ...
  • من می تونم چون من منم ...
  • مملکته داریم ...
  • امین ...
  • کتاب فوت و فن عربی خیلی سبز ...
  • تقدیم به فرشته ی همدان هانیه ...
  • این روز ها ...
  • خاطرات را زیبا ثبت کن ...
  • فرشته ای پرگشود و گلی برآب افتاد \ نام تو بر زبان گل و گلاب افتاد
  • هوا بس ناجوانمردانه سرد است ...
  • صنایع امیر کبیر ...
  • یک شنبه ...
  • بازم قاطی ام ...
  • اصلا حالم خوب نیست...
  • آتیلدا کیست؟؟؟؟
  • سه شنبه تعطیلِ ما ...
  • چه خبر ...
  • کارنامه 30 دی ...
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
دوستان من
  • دکتر پوست
  • یه سری پشتِ کنکوری
  • دلنوشته های یه کنکوری
  • پیچ و مهره ها هم عاشق می شوند
  • رتبه برتر با استاد
  • دختر زشت
  • دنیای لیلا (عکاسی)
  • برو بچ کنکوری 91 (کنکور91)
  • .............پشت كنكور
  • آخرشیم...!!! (طرح ایجاد فرصت های برابر آموزشی ...ویژه کنکور 91)
  • یا مرگ یا دانشگاه
  • کنکوری های 91
  • ...سخن نو آر که نو را حلاوتی ست دگر!!
  • مربی
  • معرفی کتاب
  • سمپادیا
  • من به نگاه تو می خندم ...
  • .:::کنکور فرصتی برای همه چیز:::..
  • http://www.iq91-ich.mihanblog.com/
  • هر چی که بخوای
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



پشتِ کنکوری ها
باورمان دارند اگر خودمان را باور کنیم
بدون شرح فقط برای تو ...
نویسنده: پشتِ کنکوری - ۱۳٩۱/۳/٤

My heart will go on

Every night in my dreams. I see you. I feel you

That is how I know you go on

Far across the distance and spaces between US

You have come to show you go on

 

Near. Far. Wherever you are

I believe that the heart does go on

Once more. You open the door

And you re here in my heart

And my heart will go on and on

Love can touch US one time

And last for a lifetime

And never let go till we re gone

Love was when I loved you

One true time. I hold too

In my life we ll always go on

Near. Far. Wherever you are

I believe that the heart does go on

Once more. You open the door

And you re here in my heart

And my heart will go on and on

You re here. There s nothing I fear

And I know that my heart will go on

Well stay forever this way

You are safe in my heart

And my heart will go on

نظرات ()



تا حالا شده ...
نویسنده: پشتِ کنکوری - ۱۳٩۱/۳/٤

تا حالا شده همه دنیات خراب شه؟

شده برسی تهش؟

شده همه غم هات شادیات باشه برا ی آدم که فکر کنی بی نظیره.

شده بخوای تکیه کنی ولی هیچ جا و هیچ کس نباشه

شده ی دامن بخوای زار بزنی اما دامن نباشه

شده اشکات بیاد اما ندونی دلیلش چیه

اگه شده بدون تو این تاریکی تو این حالم

نظرات ()



دلم می خواد ...
نویسنده: پشتِ کنکوری - ۱۳٩۱/۳/۳

دلم یکی رو می خواد مال خودم باشه. تنهام. داغونم. داغون تر از همیشه. هر روز یه سری اتفاق داغون ترم میکنن.

خدایا امروز ما 4 تا بچه دعا خوندیم تو بادی که تو می وزونیش دعا خوندیم. نگامون کن. آروممون کن. دستامون رو بگیر تا شیطون این کار رو نکرده. خدایا دستمو دراز کردم بهت نمیرسه ببخشید، کمم، کوچیکم، ببخشید این رو میگم اما بزرگی کن و یکم خم شو دستم رو بگیر.

خدایا حاشیه ها رو دور کن ازمون. مواظبمون باش. اگه نگات رو ازم برداری نگام میره جای دیگه. نگاهم، قدم هام، وجودم، هستیم، مال توان حافظشون باش.

نظرات ()



خاطره
نویسنده: پشتِ کنکوری - ۱۳٩۱/٢/٢٩

می خواستم این عکس رو به یکی میل کنم. رفتم توی آی دی وبلاگم دیدم از همون آدم ی میل دارم. برا بهمن یا دی. . .

خلاصه ...

میل نکردم.

می زارم اون عکس رو اینجا.

اگه اومد دید، یادش اومد این عکس برا چیه، نظر گذاشت خوشحال می شم.

دوست داشتم بهش بگم احساسش زیباترین احساسی بود که تا الان دیدم.

 

نظرات ()



دنیای آشفته من ...
نویسنده: پشتِ کنکوری - ۱۳٩۱/٢/۱٩

از آدم ها دلگیرم. هر چی زن و مرد میبینم به همسر هاشون دارن خیانت می کنن. عین حیوون هایی شدن که فقط تو فکر رابطه داشتن با همن. امروز این متن رو تو کتابخونه نوشتم.

دارم سعی می کنم چیزهایی که می بینم و حرف هایی که می شنوم رو نادیده بگیرم. دارم سعی می کنم نادیده بگیرم حیوون های دور و برم رو که لباس آدم تنشون کردن. دوست دارم فرار کنم از همه واقعیت هایی که دارم می بینم، می شنوم و با تک تک سلول هام حس می کنم.

خدایا راس گفتن که جهاد مال نسل من که با یک خط نوشته قرآن مسلمان شدن. واقعا جهاد اینه که بین این همه کثافت دست و پا بزنی و باز بگی خدا.

حس بدترش این که ما مسلمونیم اگر نبودیم برام خیلی قابل هضم تر بود. خیلی ی ی

خدایا منجی تو کی میاد پس. دلم می خواد بیاد دستم رو بگیره ببره ی جای پاک. ی جایی که خودت گفتی توش غم نیست بیماری نیست ناراحتی نیست.

به خدا چیز هایی که می بینم همه غمه همه ناراحتیه. قبلا فکر می کردم بیماری چقدر مهمه که تو تاکید کردی تو بهشت نیست اما الان می فهمم منظورت چیه. این بیماریه که جامعه ی من رو گرفته این چیزی جز غم نیست که مردم سرزمین من توش غرق شدن.

کاش همیشه بچه ها بچه می موندن. پاک می موندن و کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم که گناهامون هم اینقدر بزرگ بشن.

خدایا صبر بده. این ی ذره ایمان رو ازمون نگیر. همین چند تا آدم پاک تو جامعه که اندازه انگشتای دست هستن شاید ازمون نگیر. خدایا پناهم رو ازم نگیر. خدایا تنهاییم مواظبمون باش.

خدا مگه من چند دفعه در سال اینجوری قاطی می کنم که باهات حرف بزنم. دوسم داشته باش که همه ی چشمه های محبتم پر شن. دوسم داشته باش که خطا نکنم.

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »